تبليغاتX
نیک اندیش

بيژن پاكنژاد، طراح لباس‌هاي مردانه و صاحب مارك معروف "بيژن" كه علاوه بر لباس لوازم آرايشي و به ويژه عطرهاي معروفي را هم توليد مي‌كند، از آمادگي براي طراحي كت و شلوار براي احمدي‌نژاد خبر داد.

براي خواندن جزييات بيشتر اين خبر اينجا كليك كنيد.

 اين هم آخرين مصاحبه‌ايست كه بيژن با شبكه خبري ورد نيوز انجام داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در چهارشنبه 28 فروردین1387 و ساعت 11 |

 

 

وقتي تو نيستي

نه هست‌هاي ما

چونان که بايدند

نه بايدها

 

مثل هميشه آخر حرفم

و حرف آخرم را

با بغض مي خورم

 

 

 

عمري است

لبخندهاي لاغر خود را

در دل ذخيره مي‌كنم

باشد براي روز مبادا

 

 

 

امادر صفحه‌هاي تقويم

روزي به نام روز مبادا نيست

 

 

 

آن روز هر چه باشد

روزي شبيه ديروز

روزي شبيه فردا

روزي درست مثل همين روزهاي ماست

 

 

 

اما کسي چه مي داند؟

شايد

امروز نيز روز مبادا باشد

 

وقتي تو نيستي

نه هست‌هاي ما

چونان‌که بايدند

 

 

 

نه بايد‌ها

هر روز بي تو

روز مبادا است

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در چهارشنبه 21 فروردین1387 و ساعت 16 |
 

جمعه شب به رسم هميشگي يكي از ديگر از خبرنگاران به دلايل نا معلومي توسط پليس دستگير و پس از چندين ساعت درگيري و بازداشت در كلانتري به قيد ضمانت آزاد شد.

صبح امروز، شنبه ۱۷ فروردين نيز در دادسراي به جرم و شكايت عليه ايشان رسيدگي مي‌شود. شرح ماجرا را اينجا بخوانيد.

ظاهرا ماموران محترم نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران به جاي آنكه با روزنامه نگاران كه چشم بيناي جامعه هستند و در كشورهاي پيشرفته از آنها به عنوان ركن چهارم دموكراسي ياد مي‌شود مشكل لاينحل دارند و به محض اينكه كتوجه شوند شما در كسوت خبرنگار و روزنامه نگار مشغول خدمت هستيد به شيوه اي ديگر با شما برخورد خواهند كرد!

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در شنبه 17 فروردین1387 و ساعت 10 |

 

 

 

 

 

 ديروز انتخابات بود

انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي

به قول بروبچه‌هاي اعتماد ملي

ديروز رفتيم پاي صندوق‌هاي راي تا مهمان‌هاي

نهمين سفره را دعوت كنيم

ديروز هم مثل هرسال و همه انتخابات

رسانه‌ها البته نه همشون

از حضور گسترده و ميليوني و پرشور

ملت شهيد پرور خبر دادند

اما

به جرات مي‌گم كه حضور گسترده و ميليوني

تنها يك بار اتفاق افتاد و

من هنوز در حسرت تكرار اون حادثه هستم

پشت همه ماشين‌ها آگهي تبليغاتي بود

روي درو ديوار

توي مغازه‌ها

تو مدرسه‌ها، دانشگاه‌ها و همه جا

همه باهم يك چيز مي‌گفتند

22 ميليون نفر همصدا گفقتند

خاتمي

و خاتمي با اقتداررييس جمهور شد

اقتداري كه هيچ رييس جمهوري در نظام تجربه آنرا نداشت

و تا امروز نيز نداشته است

اما

حيف و صد حيف كه اندكي از اين اقتدار تا سال 84 باقي ماند

ولي در هر حال خاتمي حادثه ساز شد و

 ملت پرشور و شهيد پرور حادثه آفرين

 

 

 

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در شنبه 25 اسفند1386 و ساعت 12 |
 

صبح امروز جلسه نقد و بررسي كتاب آمادگي دفاعي سوم راهنمايي پسران در سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزش و پرورش برگزار شد.

خلاصه اين جلسه كه سه ساعت و اندي طول كشيد اين بود كه

۱از سال آينده كتاب آمادگي دفاعي پسران براي دختران هم تدريس مي‌شود، البته با اندكي تفاوت.

۲.كتاب آموزش دفاعي به منظور تربيت نيروهاي استشهادي و روحيه استشهادي در دانش آموزان تاليف و تدريس نمي‌شود.

۳.اين كتاب در حال حاضر در دانشگاه ها تدريس نمي‌شود بايد چنين رشته اي ايجاد شود.

۴.اين درس در مدارس جدي گرفته نمي‌شود و بايد به منظور تربيت نيروهاي آماده دفاع اين درس را جدي بگيريم، چون شايد در آينده اي نزديك به اين دانش‌آموزان كه در آينده جوانان اين مرزو بوم هستند احتياج پيدا كنيم. 

 

 

 

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در دوشنبه 20 اسفند1386 و ساعت 16 |
 

 

ديشب علي سنتوري را ديدم. بهتر بگم ديشب بالاخره سنتوري را ديدم.

 در برخي از سكانس‌هاي فيلم حالم بد شد. حالم بدد شد از اين زندگي و احسنت گفتم به داريوش مهرجويي و البته به بهرام رادان. هرچند كه جزء بازيگران مورد علاقه من نيست!

آخه دايره بازيگران محبوب من خيلي محدوده!

خلاصه اينكه ديشب حظ بردم از اين فيلم. يك ساعت اول خيلي خوب پيش رفت. بدون وقفه و به تندي. اصلا متوجه گذشت زمان نشدم. غرق در فيلم و زندگي علي سنتوري و افرادي از اون دست.

يكي از ويژگي‌هاي برجسته فيلم بي‌پردگي و صراحت فيلمه. خيلي خوب بود. واضحه كه چنين فيليمي مجوز درايفت نمي‌گيره.

مردم با ديدن اين فيلم بيشتر از پيش سر در قفاي خود مي‌كنند و ... اين جامعه بايد سيزده گربه روي شيرواني و كلاغ پر و .. اين دست فيلما رو مشاهده كنه!

ولي به نظر من مهمترين نكته كه پس از يك ساعت و اندي فيلم را از اوج به پايين آورد ادامه دادن فيلم و دادن پايان خوش به فيلم بود. اين جوري شبيه فيلم‌هاي هندي شد! متاسفانه!

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در دوشنبه 29 بهمن1386 و ساعت 16 |

امروز براي اولين و سر فرصت سرپرست وزارت آموزش و پرورش سخنراني كرد و برخي از خبرنگاران اين حوزه هم به حرفهايش گوش كردند.

در ابتدا عليرضا علي احمدي شبيه رييس دولت است ولي وقتي لب به سخن مي‌گشايد، تفاوت او با احمدي نژاد مشخص مي‌شود.

او ابتدا آرام و رتند سخن مي‌گفت، اما پس از مدتي كه فضاي سخنراني را مناسب ديد، بلندتر، رساتر و شمرده تر سخن گفت و از همه چيز گفت.

از دبير خوب، دانش آموز خوب، كتاب خوب، آموزش و پرورش خوب، فلسفه تعليم و تربيت، جامعه آرماني، امام زمان(عج)، مدينه فاضله، گالبانيزيشن و يك سري چيزهاي خارجي ديگه كه من هنوز سوادم به حرف هاي دكتر نمي‌رسه!

اما از همه اينا خوبتر بخش مياني صحبت‌هاي دكتر بود كه درباره جداسازي كتابهاي درسي دختران و پسران است.

اين مطلب در خبرگزاري كتاب منتشر شده. بخونيد

 

 

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در سه شنبه 2 بهمن1386 و ساعت 17 |
 

 

اين عكس مربوط به كشور ماست و عكس سال خبرگزاري رويترز شده است.

 

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در دوشنبه 24 دی1386 و ساعت 13 |

امروز چند تا موضوع باعث شد حسابي ياد دوران كودكيم بيافتم.

۱. امروز از كرم مامانم استفاده كردم. كرمش ۱۰۱ با اسانس خيار بود. بوي اين كرم منو ياد دوران دبستان، سال‌هاي اوليه پس از جنگ مي‌اندازه كه مثل اين روزها از كرم‌هاي رنگ و وارنگ و گرون قيمت خبري نبود و بهترين كرم براي مصرف روزانه ۱۰۱ با اسانس خيار بود.

۲. امروز به علت نبود تاكسي و لطف همشهري‌هام كه گاز مي‌دانند و از بقلم رد مي‌شدند، براي رسيدن به محل كارم سوار يك توبوس شدم، تازه از در جلو كه مخصوص راننده است سوار شدم و مثل شاگرد راننده اونجا ايستادم تا به محل كارم برسم. شيشه بزرگ جلوي ماشين منو ياد دوران بچگيم انداخت كه عشقه اينو داشتم كه روز صندلي جلويي ماشين بشينم.

۳. سومين مورد هم برف سنگيني بود كه امروز تهران رو سفيد پوش كرد. چند سالي از اين برف‌هاي سنگين خبري نبود. يادش بخير دعا دعا كرديم كه برف بياد و مدرسه نريم. آخرين برف درست و حسابي  كه اومد و خاطره برف بازي اون هيچ وقت از يادم نمي‌ره مربوط به سال‌هاي اول دوران دبيرستانم بود. اونشب اينقدر برف اومده بود كه زمين و آسمان رنگ باخته بود. زمين سفيد و آسمون قرمز بود! نمي‌دونم چرا؟

اصلا احساس نمي‌كردم كه ساعت ۱۰ شبه! خيلي خوب بود. اونروز براي اولين بار رفتم دم در حياط و برف بازي بچه‌ها رو نگاه مي‌كردم و لذت مي‌بردم. (البته من كوچه مي‌رفتم با بچه‌ةا بازي هم مي‌كردم اما اون سال‌ها به علت اينكه بزرگ شده بودم و محلمون هم عوض شده بود اجازه اين‌كار رو نداشتم)

خلاصه اينكه امروز اتا اين لحظه خيلي روز خوبي بوده.

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در یکشنبه 16 دی1386 و ساعت 10 |
 

عید غدیر بر همه شیعه ها و غیر شیعه ها و  همه دوستداران حضرت علی(ع) مبارک.

حرف زیادی نمی زنم فقط امیدوارم که به همه خوش بگذره و از این تعطیلات بتونند خوب استفاده کنند.

حوصله بیشتر نوشتن و ندارم. می ترسم دری وری بنویسم بعد ناراحت بشید و بگید منظورت با کی

بود؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده توسط نیوشا دبیری مهر در چهارشنبه 5 دی1386 و ساعت 16 |